خرید بک لینک

درباره سایت

 عــشــــقـــــ  عــشــــقـــــ  عــشــــقـــــ

دارم حست میکنم لحظه لحظه با منی توو تموم لحظه هام تووهوام پر میزنی دارم حست میکنم توی بیداری وخواب دل واسه تو میزنه با یه دنیا تب و تاب این چه احساسیه که بیتو آروم ندارم حتی وقتی با منی باز تورو کم میارم دارم حست میکنم خیلی نزدیکی به من خودتو نشون بده عاشقونه حرف بزن دارم حست میکنم مثل روزای قدیم هنوزم کوچه عشقو منو تو خوب بلدیم

امکانات وب

ارساÙx84 Ùx84Ûx8cÙx86Ú© Untitled Document -->-->-->
N & R

-->-->-->

همه چیز رقم خورده بود

وقتی دنیا آمدم

روز تولدم

ماه وسال تولدم

وحتی لحظه ایی که ثبت شد برای پایان زندگیم

برای به دنیا آمدنم

هیچ سوالی را که پاسخ داده باشم...

نمی آید به یادم...

فقط چند برگ کاغذ پیوندی ست مرا به گذشته ام

شاید هم برای اینکه نرود از یادم

نام پدر، مادر ، وکنیهء اجدادم

اما...

امضاء نخواهم کرد برگه ایی را که

بی آنکه بخواهم بشود سر نوشتم

من متولد آبانم( در 9 آبان 1372 محکوم به زندگی شدم)

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: يکشنبه 21 ارديبهشت 1393 ساعت: 13:46

بذار گم شم توی چشمات! 

    منو گم کن تو آغوشت

    بذار هم وزن رؤیا شم

    بذار گم شم توی چشمات

    که تو خواب تو پیدا شم

 

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393 ساعت: 18:20

تو همون عشق آریایی منم اون مجنون

میخوامت دوست دارم من از دل و از جون

نکنه یه وقت بفروشی دلتو ارزون

بیا تا که دست به دست هم 

نا امیدی به دیم به دست غم

ما که دل بستیم به عشق هم

نگیری این عشق و دست کم

توی شعرا و ترانه ها میخونن از عشق پاک ما

عشقی نیست مثل عشق ما تو دنیا بین آدما

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: چهارشنبه 17 ارديبهشت 1393 ساعت: 12:19

خوابو از چشام بگیر مثل همیشه
بگو عمر عاشقی تموم نمیشه
منو با خودت ببر هر جا دلت خواست
دیگه چیزی نمی خوام این آخریشه این آخریشه

تو شریک دردمی تو این زمونه
تو زمونه ای که عشق رنگ خزونه
پرم از حس غریبی که می دونم
مثل بغضه شایدم بدتر از اونه

توی خلوتم ، تو بهترین صدایی
برای نفس کشیدنم هوایی
تورو می شناسه دلم، غریبه نیستی
ساده تر بگم یه حس آشنایی
تو یه تعریف زلالی مثل دریا
فرصتی برای کشف یک معما
تورو می خونم و باور می کنم من
صادقانه با منی همیشه هر جا همیشه هر جا
تو همون راز نگفتی تو سینه
منم اون که با تو دیوونه ترینه
همه جا هر جا که هستی هر جا باشی
چشمای منتظرم تورو می بینه تورو می بینه تورو می بینه

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: چهارشنبه 17 ارديبهشت 1393 ساعت: 12:06

این شعرو تقدیم میکنم به کسیکه به خاطر یک اشتباه من خاطر نازش ازرده شد!!وحالا جلوی همه ی شما دوستان عزیزم ازش معذرت میخوام تا بدونه که کار من عمدی نبوده وخیلی بیشتر از اینها برام عزیزه.میخوام ازش بپرسم که منو بخشیده یانه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

 

منو ببخش عزیزم اگه دلتو شکستم ..........به عشق پاکم قسم فقط به پای تو من نشستم

 

تموم لحظه هایم به یاد تو میگذره..........اون خنده های شادت منو تو رویا می بره!

 

بگو منو میبخشی دلم داره میسوزه..........یه روز باهام نباشی انگاری که صد روزه!!

 

نفرین به من که غرورتو شکستم..........باور بکن عاشق و دیوونه ی تو هستم!!!

 

بگو عزیزه دلم نذار منم بسوزم..........بگو که دوستم داری منو تو هم هنوزم!

 

به هیچ کسی غیره تو اینطوری دل ندادم.....هیچ  کی مثل  تو نبوده اینطوری توی یادم!!

 

خدای قلب من فقط تو هستی..........به من نگو عزیزم که قلبمو شکستی

 

دوستت دارم خیلی زیادتر از زیاد..........بدون که بهترین نعمتشو خدا فقط به من داد

 

قسم به ماه و خورشید رنگین کمون زیبا.......تا  همیشه  عشق  منی تو واقعیت  و رویا

 

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: يکشنبه 14 ارديبهشت 1393 ساعت: 15:44

دقت کردین بعضی کارا در عین سادگی خیلی اذت بخشن!!! این قشنگی بخاطره اونیه که کنارته...اون دلیل زیبا شدن دنیاته... تا حالا شده وقتی دارید با عشقتون قدم میزنید رو یه چیزی مثل بطری نوشابه پیله کنید؟ یه شوت اون بزنه یه شوت تو دوباره اون بعدش تو همینجوری به دیوونه بازی ادامه بدید تا جایی که جفتتون خندتون بگیره و از ته دل بخندید و بعدش همو دست همدیگرو محکم فشار بدید؟؟ یه همچین خاطره هایی که قلب ادمو به درد میاره و گلو ادمو فشار میده... این خاطره ها در عین سادگی بدجور ادمو به عقب برمیگردونن و باعث میشن دوباره و دوباره بری تو اون حال و هوای گذشته ها...

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1393 ساعت: 17:26

چندتا عکس یادگاری
با یه بغضو چندتا نامه
چندتا آهنگ قدیمی
که همه دلخوشیامه
آینه ای که رو به رومه 
غرق تو بهت یه تصویر
بارونای پشت شیشه

من و تنهایی و تقدیر

دست من نیست نفسم
از عطر تو کلافه می شه
لحظه ای که حسی از تو
به دلم اضافه می شه
باور نمی شه اما
این تویی که داره می ره
خیره می مونم به چشمات
حتی گریه ام نمی گیره
چشای مونده به راهو
شب تنهایی و ماهو

یه دل بی سرپناهو
من  و خونه 
ساعت های غرق خوابو 
این منه بی تو خرابو
یادت هرگز نمی مونه 
نمی مونه نمی مونه

دست من نیست نفسم
از عطر تو کلافه می شه
لحظه ای که حسی از تو
به دلم اضافه می شه
باور نمی شه اما
این تویی که داره می ره
خیره می مونم به چشمات
حتی گریه ام نمی گیره
چشای مونده به راهو
شب تنهایی و ماهو

یه دل بی سرپناهو
من  و خونه 
ساعت های غرق خوابو 
این منه بی تو خرابو
یادت هرگز نمی مونه 
نمی مونه نمی مونه

نمی مونه یادت  نمی مونه 
یادت هرگز نمی مونه 
نمی مونه نمی مونه

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1393 ساعت: 16:37

İmage

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1393 ساعت: 16:34

آسون نشو ای همسفر
ویرون نشو ای در به در
منو بگیر از همهمه
منو به خلوتت ببر
معجزه کن خاتون من تولدی دوباره کن
منو ببر به حادثه شبو پر از شراره کن
ستاره پرپر میکنی اي نازنين گریه نکن
پروانه آتش میزنی تو اینچنین گریه نکن

گریه نکن ای شب زده ای شب نشین گریه نکن

گریه نکن گریه نکن خاتون هم گریز من
برای این دربه در بی سرزمین گریه نکن

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1393 ساعت: 16:31

دیشب اول ماه رجب بود و شب آرزوها... اما راستشو بخواید آرزو نکردم فقط یه شمع روشن کرده بودم و به آسمون نگاه میکردم و به خاطره هامو مرور میکردم...یکی یکی از ذهنم رد میشدن و با هرکدوم یه پیک میرفتم بالا و به سوختن شمع نگا میکردم یه حاله عجیبی داشتم انگار تنها نبودم انگار یکی پیشم نشسته بود و تنها نبودم خدارو نزدیکم احساس میکردم همون خدایی که همیشه برام بزرگترین بوده و همیشه هم خواهد بود تو زندگیم فقط از اون ترسیدم اما چند وقت پیش که عاشق شدم یه ترس دیگه ای وجودمو فرا گرفت اونایی که عاشق شدن میدونن چی میگم...هیچوقت نمیشه این ترس رو از بین برد... شنیدید میگن خواستم ثواب کنم کباب شدم؟؟ حالو روزه امروز منم اینه...همیشه اوضاع اونطور که میخوای پیش نمیره... همیشه باید منتظر یه غیرمنتظره بود...عاشقش بودم میخواستم خوشحالش کنم میخواستم خنده رو جز لباش توی دلش بکارم اما درست تو چند قدمی این اتفاق اوضاع تغییر کرد...ناراحت شد راجبم اشتباه فکر کرد و واس خودش برید و دوخت حالت چهرش عوض شد خیلی ناراحت شدم دنیا رو سرم خراب شد بدجور خورد تو ذوقم چی فکر میکردمو چی شد دهنم قفل شد دیگه بهش هیچی نگفتم ازش معذرت خواستم و رفتیم بعد اون اتفاق خیلی ناراحت بودم کم کم خودشم اینو حس کرد و بهم گفت،فقط وقتایی که پیشش بودم میخندیدم که ناراحت نشه اما دست خودم نبود میخواستم شاد باشم نمیشد سعی کردم دوباره با یه بهونه دیگه ببرمش و غافل گیرش کنم نخواست و شروع کرد پیش خودش فکر کردن و بهم تهمت زدن این رفتاراشو که دیدم بیشتر و بیشتر ناراحت شدم ازم توضیح خواست اما لج کردمو لام تا کام حرف نزدم انتظار داشتم اون رویه سکه رو ببینه انتظار داشتم اعتمادی که بهم داشت رو صلب نکنه و خودشو بسپاره دست من تا ببینه میخوام چیکار کنم اما هیچکدومه این کارارو نکرد شروع کرد واس خودش بریدن و دوختن تا جایی که رابطمون تموم شد،تموم شد و هزار جور فکروخیال شروع شد که الان کجاست!حالش چطوره!چیکار میکنه! به علاوه اینا دلتنگی بیشتر از هروقتی میومد سراغم یاد خاطراتمون که میفتم بغض گلومو فشار میده تک تک خیابونایی که باهاش رفته بودمو وقتی دوباره میبینم یادش میاد سراغم و دوباره دلم هواشو میکنه،بوی عطرش که بهم میخوره دیوونه میشم... لباسایی رو که دوست داشتو میپوشم میرم تو پارک همیشگی با این امید که شاید دوباره ببینمش راستش دلم خیلی براش تنگ میشه هنوز دلم براش غش میره واسه صداش واسه لوس حرف زدناش واسه گرمی دستاش واسه عطر موهاش واسه نوازشاش واسه خنده هاش حتی واسه کتکاش... روزایی رو باهاش سپری کردم که دوران طلایی کل عمرم بوده...نمیدونم چطوری از این احساس دست بکشم نمیدونم چطوری این عذابو تحمل کنم نمیدونم چطوری عاشق کسه دیگه ای بشم اصلا چطور به آینده برسم هیچکدوم اینارو نمیدونم تنها چیزی که میدونم اینه که عاشقشم و هنوزم دیوونه وار دوستش دارم هنوزم شبامو با مرور کردن اس ام اسایی که بهم داده و نگهشون داشتم میخوابم اما جرات ندارم عکساشو نگاه کنم چون بغضم میترکه اما دلتنگی فرصت نمیده و میرم سراغ عکساش...چشمای نازش لپای تپلیش خنده های نازش منو با خودشون میبرن سراغ خاطره هامون ... دیشب از خدا خیلی چیزا خواستم کلی دعا کردم،هیچ آرزویی نکردم و به جاش اجابت دعا هامو از خدا خواستم امیدوارم دعاهام اجابت بشن و همه سوتفاهم ها حل بشه...

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: جمعه 12 ارديبهشت 1393 ساعت: 18:35

به من امشب اي ساقي بده مي دريا دريا
اونقدر امشب مستم كن كه بشم دور از دنيا
بده جامي اي ساقي كه بسازم با دردام

ساقي ساقي اي ساقي باز مستم و ديوونه
غم عشق و رسواييم ديگه از كي پنهونه

.....

.....

.....

ساقي ساقي اي ساقي باز مستم و ديوونه
غم عشق و رسواييم ديگه از كي پنهونه


 

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: پنجشنبه 11 ارديبهشت 1393 ساعت: 20:20

دل بستم....

شكست دلم را...

اما نخواهم شكست...

عهدي كه با او بسته ام را...

(فراموشش نكنيد... اما بشقاب دوم كسي نشيد)

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: سه شنبه 9 ارديبهشت 1393 ساعت: 17:24

شاید اگر دائم بودی کنارم ... یه روز می دیدم که دوست ندارم ...میخوام برم که تا ابد بمونم ...سخته برای هر دومون میدونم ...فکر نکنی دوری و اینجا نیستی ...قلب من اونجاست تو تنها نیستی ...خودم میرم عکسم ولی تو قابه ...میشنوه حرفات ولی بی جوابه ...رفتن من شاید یه امتحانه ...واسه شناخت تو تو این زمونه ...غصه نخور زندگی رنگارنگه ...یه وقتایی دور شدن هم قشنگه ...مراقب گلدون اطلسی باش ...

(زنده ياد مهستي)

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: سه شنبه 9 ارديبهشت 1393 ساعت: 17:14

دارد صدایت میزند
بشنو صدایم را
بیرون بکش از زندگی و مرگ پایم را
هر بوسه ات یک قسمت از کا/بوس هایم بود/
از ابتدا معلوم بودم انتهایم را
در هر خیابان گریه کردم،گریه من را کرد/
شاید ببیند شوهر تو اشک هایم را
حالا منم !که پاک کرده رد پایم را/
می کوبم از شب ها به تو سردرد هایم را
دارم تلو دارم تلو از نیستی مستم/
حالا دکارت مسخره ثابت کند هستم
 
روحت دو قسمت شد…میان ما ترک خوردی/
خوردی به لب هایم…مرا نان و نمک خوردی
بوسیدمت ،بوسیدمت ،بوسیدمت از دور/
بوسیدمت ،بوسیدمت ،بوسیدمت از دور
هر شب کتک خوردی ،کتک خوردی،کتک خوردی
 
دست مرا از دورهای دووور می گیری/
داری تلو داری تلو از درد می میری
خاموش گریه می کنی بر سینه ی دیوار/
با بغض روشن می کنی سیگار با سیگار
باید بخوابی توی آغوشی که مجبوری/
داری تنت را داخل حمام می شوری
با گریه با خون با صدای شوهرت در تخت/
کز می کند کنج خودش این سایه بدخت
من باختم اما کسی جز ما نخواهد برد/
بوی مرا این اب و صابون ها نخواهد برد
 
روحت دو قسمت شد…میان ما ترک خوردی/
خوردی به لب هایم…مرا نان و نمک خوردی
بوسیدمت ،بوسیدمت ،بوسیدمت از دور/
بوسیدمت ،بوسیدمت ،بوسیدمت از دور
هر شب کتک خوردی ،کتک خوردی،کتک خوردی
 
حس کن مرا در دوستت دارم در گوشت/
حس کن مرا در شیطنت هایم در آغوشت
حس کن مرا در آخرین سطر از تشنج هام/
حس کن مرا حس کن مرا که مثل تو تنهام
دارد صدایت می زند …. بشنو صدایم را/
بیرون بکش از زندگی و مرگ پایم را

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: دوشنبه 8 ارديبهشت 1393 ساعت: 14:46

در قمار زندگــی،عاقبت ما باختیـــم

           بس که تک خال محبـت بر زمین انداختیــم

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1393 ساعت: 13:27

گفت: سيگار نكش...
گفتم: تو گريه نكن...
گفت: من با گريه خودم را خالي ميكنم
گفتم: من هم با اين لعنتي خودم را خالي ميكنم، تا بخواهم گريه كنم ميگويي مرد كه گريه نميكند
آري مرد گريه نمي كند ولي دل كه دارد،...
درد كه ميكشد،
بغضش هم اگر نشكند دلش كه ميشكند
گفت: سيگار را ترك كن و رفت...
اما ندانست از وقتي كه رفت من كبريت را ترك كردم، سيگار را با سيگار روشن مي كنم

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1393 ساعت: 12:55

مرد از زن خیلی تنهاتره! مرد لاک به ناخوناش نمیزنه که هروقت دلش یه جوری شد، دستشو باز کنه و ناخوناشو نگاه کنه و ته دلش از خودش خوشش بیاد! مرد موهاش بلند نیست ... که توی بی کَـسی کوتاهش کنه و اینجوری لج کنه با همۀ دنیا! مرد نمیتونه وقتی دلش گرفت زنگ بزنه به دوستش و گریه کنه و خالی شه! مرد حتی دردهاشو اشک که نه،یه اخـمِ خشن میکنه و میچسبونه به پیشونیش!

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1393 ساعت: 12:50

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ﺩﺧﺘﺮﮎ ؛ ﺑﻴﺎ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺭﺍﺯﯼ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﻳﻢ . .
ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻋﺮﻭﺳﻚ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﻛﺮﺩﻥ ﻭ ﺣﺮﻑ ﺯﺩن
ﺭﺍ ﻳﺎﺩ ﻧﻤﻲ ﮔﻴﺮﻧﺪ، ﻧﮕﺎﻩ
ﻛﻦ ﻓﻘﻂ ﺑﻠﺪﻧﺪ ﺃﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﺕ ﻛﻨﻨﺪ،
ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺍﺷﻚ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻨﺪ ﻣﺮﺩﻳﺸﺎﻥ ﺯﻳﺮ...

ﺳﻮﺍﻝ ﺑﺮﻭﺩ، ﻣﻲ ﺷﻨﻮﻱ ﺗﻪ ﺻﺪﺍﻱ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺷﺎﻥ ﮔﺮﻳﻪ
ﺍﯼ ﺑﯽ
ﺻﺪﺍﺍﺳﺖ .
ﺑﺎ ﻳﻚ ﺍﻏﻮﺵ ﺳﺎﺩﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻗﻠﺐ ﻫﺮ ﻣﺮﺩﻱ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺩﺳﺖ ﺍﻭﺭﺩ، ﻧﮕﺄﻫﺸﺎﻥ
ﻛﻦ،ﻭﻗﺘﻲ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﻧﺪ ،ﻣﺮﻳﻀﻨﺪ، ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ،ﺩﻟﺖ ﻧﻤﻲ
ﺳﻮﺯﺩ ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ،ﺑﺒﻴﻦ ﭘﺪﺭﺕ
ﻭﻗﺘﻲ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﭘﻴﺮ ﺍﺳﺖ ?
ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻲ ﺟﺮ ﺯﻧﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ؟
ﺑﻲ ﻣﻌﺮﻓﺘﻨﺪ،؟
ﺣﺮﻑ ﺑﺪ ﻣﻲ ﺯﻧﻨﺪ؟
ﺑﺎﺯﻱ ﺑﻠﺪ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، !!
ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻘﺼﻴﺮﻱ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ،ﻛﺴﻲ ﻧﺎﺯﺷﺎﻥ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ، ﮔﻞ
ﺳﺮ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﺑﻪ ﻣﻮﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﻧﻤﻲ ﺯﻧﺪ،ﺳﻴﻠﻲ ﻣﻲ
ﺧﻮﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﻳﺎﺩﺷﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﻗﻮﻱ ﺑﺎﺷﻨﺪ .
ﺩﺧﺘﺮﮎ . . .
ﭘﺴﺮ ﻫﺎ ﻧﻤﯿﺸﮑﻨﻨﺪ ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﮐﯽ ﻫﻤﭽﻮﻥ
ﺗﻮ ...~


برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1393 ساعت: 12:49

دخـتـر: دوســت دخــتـــر جــدیــدت خــوشــکــلــه؟ (تـو دلـش: آیـا واقــعــا از مـن خـوشـکـل تـره)
پـسـر: آره خـوشـکـلـه (تـو دلــش: امـا تـو هـنـوز زیــبـاتـریــن دخـتـری هــسـتـی کـه مـن مـیـشـنـاسـم)
دخـتـر: شـنــیــدم دخــتــر شـوخ طــبــع و جــالـبـیـه(درســت اون چـیـزی کـه مـن نبـودم)
پــسـر: آره هـمـیـنـطـوره(ولــی در مـقـایـسـه بـاتـو اون هـیـچـی نـیـسـت)
دخــتــر: خــب پــس امــیــدوارم شــمــا دوتــا بــاهــم بــمــونــید(کــاش مــادوتــا بــاهــم مــی مـونـدیــم)...
پــســر: مــنـم بــرات آرزوی خــوشــبــخـتــی دارم(چــرا ایـن پـایـان رابــطــه مــاشــد؟)
دخــتــر:خــب.......مــن دیــگــه بــایــد بــرم (قــبــل از ایـنـکـه گــریــه ام بـگـیـره)
پــســر: آره مــنــم هــمــیـنـطـور ( امـیـدوارم گــریــه نــکـنـی)
دخــتــر: خــداحــافــظ...(هــنـوز دوسـت دارم ودلــم بــرات تـنـگ مـیـشـه)
پــسـر: بــاشـه خــداحـافـظ (بـخـدا کــه هـیـچـوقـت عـشـقـت از قـلـبـم بـیـرون نـمـیـره......هـــرگـــز)

♥♥♥ کـــاش مــا آدمــاحــرف دلــمــون را مــیــزدیــم ♥♥♥

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1393 ساعت: 12:42

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: چهارشنبه 3 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:23

خداوندا !

مگر نه اینکه من نیز چون تو تنهایم

 پس مرا  دریاب

و به سوی خویش بازگردان ،

دستان مهربانت را بگشا

که سخت نیازمند آرامش آغوشت هستم ...

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: چهارشنبه 3 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:21

اكه به كسي وفادار بودي و بهت خيانت كرد ازش دلگير نشو ... اونم يه روزي وفاداره يه خيانتكار بوده ...

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: پنجشنبه 4 ارديبهشت 1393 ساعت: 0:52

این روزهــــایم به تظاهر می گذرد...

 


 

تظاهر به بی تفاوتی،

 


 

تظاهر به بی خیـــــالی،

 


 

به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما . . .

 


 

چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش "



برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: چهارشنبه 3 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:06


گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شود

 

گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گیرد

 

گاهی با یک کلمه ، یک انسان نابود می شود

 

گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند

 

مواظب بعضی یک ها باشیم !

در حالی که ناچیزند ، همه چیزند.


برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: سه شنبه 2 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:31

 
خدایا
 
تابه حال کسى رادوست داشته اى
بوسیده اى!؟
به آغوش کشیده اى!؟
میدانى هم آغوشى یعنى چه!؟
میدانى وقتى کسى را دوست دارى :حلال، حرام، ثواب، گناه ندارد؟
میدانى بهشت یعنى آغوش او!؟
کفر نمیگویم خدایا دوستش دارم

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: سه شنبه 2 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:28


قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است.

 

رفته و چقدر زود از یاد برده که

 

نگاهی بی صبرانه منتظر نگاه های اوست

 

که چقدر آغوشی تشنه ی بغل های اوست

 

و این قلب دیوانه ی من باید رنج بکشد و

 

صبوری کند.

 

تا از یاد ببرد صاحبش را.

 

تا عشقی که سراسر وجودش را به لرزه  می انداخت را فراموش کند.

 

و فراموش کند که روزی کسی بود

که برایش زندگی بود.

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: سه شنبه 2 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:24

عاشق واقعي اونيه كه عشقش رو تو هرلباسي كه باشه به دنيا نشون بده و بكه اين "دنــــــــــــــيــــــــــاي" منه . . .

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: سه شنبه 2 ارديبهشت 1393 ساعت: 19:11

مراقب تو بودم غصه تورو نبینه

اما تو بی تفاوت فرق من و تو اینه

چند وقتی میشه دیگه تو چشمات سادگی نیست

این زندگی کنارت شبیه زندگی نیست

من عاشق شدم با تو ، کنار تو آرامش و تجربه کردم

تو میری دنبال زندگیت و این منم که تنها با دردم

فکر تو دور از اینجاست تو دیگه نیستی پیشم

من چه جوری بتونم باز عاشق کسی شم

دنیام و عاشقونه به پای تو گذاشتم

من از تو انتظار این سردی رو نداشتم

برچسب: نوشته شده توسطــــــــــN, نویسنده: N & R تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1393 ساعت: 18:54

صفحه بندی